ارزشیابی میتواند بر اساس موارد زیر انجام شود:
۱- ارائهی شفاهی کار به صورت گروهی یا شخصی
۲- مصاحبه با گروه یا تک تک دانشآموزان
۳- پروژههای علمی کاربردی فناورانه
۴- طرح آزمونهای عملکردی
۵- ایفای نقش و همانندسازی
۶- انجام تکالیف
۷- دفتر ثبت فعالیتهای دانشآموزان
۸- آزمونهای استاندارد شدهی پیشرفت تحصیلی
۹- آزمونهای ملاک محور
۱۰- تهیهی مقاله و پژوهشهای ساده در رشتهی مورد نظر
۱۱- لزومی ندارد که همهی دانشآموزان، یک سلسله فعالیت همانند را در شرایط مشابهی به انجام برسانند. برابری فرصتهای آموزشی، به معنای توجه به ویژگیهای هر یک از دانشآموزان است و در اختیار قرار دادن شرایط مناسب برای هر یک از فراگیران. برای روشن شدن ضعفها و امتیازهای هر یک از دانشآموزان، به فعالیتهای گوناگون برای دانشآموزان متفاوت نیاز داریم. در هر مرحله، معلم باید آموزش را از جایی شروع کند که دانشآموز از نظر مهارت، نگرش و دانش در آن قرار دارد.
- هدف از ارزشیابی، رتبهبندی نیست، بلکه یاری رساندن به دانشآموزان برای رسیدن به همهی هدفهای آموزشی است . پس جوابهای نادرست نیز، میتوانند بیانگر شیوهی تفکر دانشآموزان باشند و لازم است مورد توجه قرار گیرند.
- سؤالهای «بسته پاسخ» برای رتبهبندی مناسب هستند، اما سؤالهای «گسترده پاسخ» میتوانند بینشهای خاص و تفکر دانشآموزان را نمایش دهند. دانشآموزان از واژههای مخصوص خود استفاده میکنند و آن چنان که خودشان از علم برداشت کردهاند، عمل میکنند و پاسخ میدهند.
- آموزش و پرورش، فعالیتی دیمی و تصادفی نیست، بلکه فعالیتی با هدفهای واضح است. اگر قرار باشد که در آموزش موفق شویم، لازم است که در مجموع، همهی دانشآموزان به هدفهای تعیین شده دست یابند.
- مهم نیست که دانشآموزی در پروژهها و فعالیتهای خاصی خوب عمل کند، ولی در آزمونهای کتبی ضعیف باشد و یا بر عکس؛ هدف، طبقهبندی یکسان همهی فراگیران در فعالیتهایی ثابت نیست، بلکه فراهم کردن فرصتهایی است تا هر یک از دانشآموزان، بتوانند تواناییهای خاص خود را نشان دهند و معلم بتواند، از این زمینهها برای پیشرفت دانشآموزان بهره بگیرد.
- بازهم تأکید میشود که «ارزشیابی برای تعیین میزان یادگیری» بخش مکمل آموزش است. در حالی که «ارزشیابی برای طبقهبندی و رتبهگذاری»، نقشی در فرآیند آموزش ندارد و بخش جداگانهای به شمار میآید.
چگونه ارزشیابی کنیم؟
پیش از طرحریزی برای هر گونه ارزشیابی و اجرای آن لازم است، نسبت به پاسخ مثبت به سؤالهای زیر مطمئن شد:
- آیا امتحان بخشی از فرآیند تدریس قلمداد شده است و برای پیشرفت دانشآموزان به کار میرود؟
- آیا هدفهای برنامهی ارزشیابی، مشخص هستند و با هدفهای برنامهی درسی و برنامهی تدریس هماهنگی دارند؟
- آیا معیارهای مشخصی برای سنجش مهارتها و نگرشها مشخص شدهاند؟
- آیا دانشآموزان به خوبی از آنچه لازم است انجام دهند، آگاهی دارند و حد و انتظارات آموزشی را میشناسند؟
- آیا دانشآموزان در جریان ارزشیابی مشارکت دارند؟
- آیا نتیجههای حاصل از ارزشیابی، میتواند اطلاعات لازم را در مورد نقاط ضعف و قوت فراگیران فراهم کند؟ و آیا بر مبنای نتیجههای حاصل، میتوان بازخوردهای اصلاحی لازم را برای دانشآموزان و برنامهی درسی کسب کرد؟
نمرهدادن و رتبهبندی کمی که در نظام سنتی جریان دارد، نمیتواند چنین اطلاعاتی را فراهم کند و پاسخ مثبتی به پرسشهای فوق بدهد. نمرهی یک آزمون، به سختی میتواند نقاط ضعف یا قوت فراگیر را بازگو کند. حتی با آزمونهای استاندارد و تجزیه و تحلیل آنها، بازهم نمیتوان از راههای متفاوتی که به دستیابی به این نمرات منجر شده است، آگاه شد. چنین امری، تنها با پیگیری مستمر هدفها در جریان فعالیتهای آموزشی میسر میشود.
از سوی دیگر، تفاوت نمرهها یکسان نیست. نمیتوان گفت دارندهی نمره 15 که یک نمره از 14 بالاتر است، درست به اندازهی دارندهی نمره 20 که یک نمره از 19 بالاتر است، سواد بیشتری دارد. در دو امتحان متفاوت از یک درس یا امتحان دو درس متفاوت، یک نمره ارزش یکسانی ندارد . برای مثال، نمرهی 14 در یک آزمون دشوار، میتواند بالاترین نمرهی یک گروه باشد؛ هر چند که همین نمره، در یک آزمون ساده، نمرهی خوبی قلمداد نمیشود.
الگوهايي براي ارزشيابي توسعه يافته
1-.مدلی برای ارزشیابی در جریان تدریس
مدل «آزمون- آموزش- آزمون» یا KWL، نمونههایی از به کارگیری ارزشیابی برای تدریس است. در روش «آزمون- آموزش – آزمون» آزمون او نوعی آزمون ایستاست و سطح اولیهی اطلاعات دانشآموزان و حتی طبقهبندی اولیهی آنها را مشخص میسازد. سپس در جریان آموزش، دانشآموزان اطلاعات لازم را در ارتباط با موضوع آزمون کسب میکنند و آن گاه، نمرههای آزمون بعدی، میزان پیشرفتی را که در فاصلهی دو آزمون حاصل شده است، نشان میدهند.
نام مدل K.W.L شامل سه حرف مشخص کنندهی مرحله و روش اجرای مدل است و حروف، اول نام لاتین هر مرحله هستند. در مرحلهی اول (K) یا «دانستهها»، ابتدا دانشآموز فهرستی از آنچه دربارهی موضوع درس میداند، ارائه میدهد. برای مثال، محلولهایی را که میشناسد، مواد حل شدنی، حلالها و ...، در مرحلهی دوم، آنچه میخواهد بداند (W) مشخص میشود و فعالیتهایی برای دستیابی به خواستهها تدارک دیده میشوند. در پایان، آنچه یاد گرفته شده است (L) تهیه میشود.
هر گروه یا (فرد) از دانشآموزان، میتوانند با مرور مفاهیم آموخته شده و مقایسهی آنها با هدفهای درس (متن درس یا کتاب درسی)، آموختههای خود را «خودارزیابی» کنند.
2. مدلی برای ارزشیابی به عنوان بخشی از تدریس
مدل آموزشی «5E» یک مدل تدریس است که ارزشیابی به عنوان بخشی از آن مدل، که حاصل و نتیجهی تدریس نیز هست، قلمداد میشود.
این مدل 5 مرحله دارد که نام لاتین هر مرحله ، با حرف E شروع میشود. این 5 مرحله عبارتند از:
الف) ایجاد انگیزه: در این مرحله، اطلاعات قبلی دانشآموزان برای موقعیت جدید یادگیری به کار گرفته میشوند و محیط و شرایط لازم برای درگیر شدن با موضوع آموزشی، فراهم میشود. برای مثال، معلم از دانشآموزان میخواهد که در بیرون از کلاس (در حیاط مدرسه یا در یک پارک نزدیک مدرسه)، حشره جمع کنند (دانشآموزان حشرهها را از قبل میشناسند).
ب) اکتشاف و جستوجو: معلم فعالیت مناسبی را که ادامهی مرحلهی قبل است و آنها را در جهت هدفهای درس هدایت میکند، تدارک میبیند. در ادامهی مثال بالا، در این مرحله معلم با در اختیار قرار دادن یک ذرهبین، از دانشآموزان میخواهد که حشره را مشاهده کنند.
ج) تشریح و توصیف: در این مرحله، دانشآموزان نتیجهی مشاهده و اکتشافات خود را توضیح میدهند (مینویسند، بیان میکنند، ضبط میکنند و ....).
د) گستردن (بازکردن): فراگیران با استفاده از منابع اطلاعاتی گوناگون (کتاب درسی، کتابهای کتابخانه، مدرسه ، دایرةالمعارفها، اینترنت و ...) اطلاعات گستردهتر، دقیقتر و علمی، دربارهی موضوع مورد مشاهده کسب میکنند.
هـ) ارزیابی: هر گروه، از مجموعهی فعالیت خود گزارشی مینویسد و با خواندن آن برای بچههای گروههای دیگر (کلاس دیگر)، با استفاده از منابع (در صورت لزوم)، تصویری از حشره (موضوع مشاهده شده) ارائه میدهد.
هر 5 مرحله، بخشی از جریان تدریس هستند. معلم با مشخص کردن معیارهای عمل صحیح در هر مرحله و دقت در عملکرد دانشآموزان، جریان اصلاحی تدریس را اعمال میکند و میکوشد تا ارزیابی مناسبی از نحوهی عمل دانشآموزان داشته باشد. به این ترتیب، معلم مهارتهایی را که باعث یادگیری میشوند، مورد توجه و سنجش قرار میدهد و نیمرخی از جزیان ادراکی شاگردان و نقاط قوت و ضعف آنها به دست میآورد که میتواند، پایهای برای طراحی فعالیتهای بعدی و تصمیمگیریهای او باشد. در مثال فوق، مهارتهایی چون پیشگویی کردن، پرسیدن و برقراری ارتباط از طریق خلاصه کردن و توضیح دادن سنجیده میشوند و معلم با تعامل پویای خود با دانشآموزان در جریان فعالیت، نقش هدایتگر و تسهیل کنندهی آموزشی را ایفا میکند.
+ نوشته شده در یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۹ ساعت 19:12 توسط گروه های آموزشی ثلاث
|